عنوان مقاله : نقد و بررسی بازی های رایانه ای (بخش اول)

نقد و بررسی بازی های رایانه ای (بخش اول)

بازی های رایانه ای طی حدود ۴۰ سال در زندگی ما نقش داشته اند و در حال حاضر داریم به دوره ی پدر هایی می رویم که دوران کودکی و جوانی خود را با بازی های رایانه ای گذرانده اند و از آنها خاطرات زیادی دارند. متاسفانه در کشور ایران زیاد به این موضوع بهایی داده نمی شود و هنوز تصورات مردم طوری است که این بازی ها برای کودکان ساخته شده اند. در این سری مطالب قصد داریم که بازیهای رایانه ای را چه برای گیمران و چه برای کسانی که تازه وارد این عرصه شده اند شرح دهیم. در ادامه با ما همرا باشید…

مقدمه

بنده در این سری از مطالب قصد دارم تا تجربه ۱۲ ساله خودمو که از دنیای گیمینگ داشتم به طور خلاصه شرح بدم و این رسانه رو برای کسانی که قصد دنبال کردنشو دارن توضیح بدم. بسیاری از مردم ایران، مهندسان کامپیوتر، و حتی خود گیمر ها هنوز تصور می کنند که بازی همانند یک اسباب بازی برای گذراندن وقت استفاده می شود، در صورتی که در حال حاضر این رسانه در بسیاری از کشور ها باعث ایجاد شغل برای افراد زیادی شده است. گیمران بازاریاب، گیمران حرفه ای، و همچنین افراد دیگری که از نوشتن مطالب، اخبار و درست کردن سایت های گیمینگ از این راه درامد کسب می کنند. علاوه بر اینکه این رسانه در حال حاضر همانند یک شغل شده، بازی هایی که عرضه می شوند دیگر همانند قدیم بازی هایی نیستند که با فشار دادن دو دکمه به موقع و حل کردن معما ها پیش بروند، بلکه در حال حاضر بازیها حرف های زیادی در خود نهفته اند که با انجام هر کدام از مراحل آن بازیکنان درس های زیادی برای زندگی واقعی شان کسب می کنند. این رسانه طی چندین سال تفاوت های زیادی کرده و دیگر بازی ها فقط برای گذراندن وقت ساخته نمی شوند بلکه سازنده ها قصد دارند تا از طریق این رسانه به ما حرف هایشان را بیان کنند.

در این مطلب ما به هیچ وجه قصد توهین به هیچ کمپانی و یا هیچ نوع گیمری را نداریم بلکه فقط و فقط می خواهیم آن ها را شرح دهیم و مزیت ها و معایب آن ها را بیان کنیم، هر کدام از این دسته گیمر ها و یا بازیسازان در جای خود باعث زیبایی این صنعت شده اند.

بازی یک صنعت است یا یک رسانه؟

این سوال سوالی است که سالهاست بنده را با خود درگیر کرده. بازی چیست؟ بازی به عبارتی هم صنعت است هم رسانه، زیرا که بازیسازان بسیاری با ساختن بازی هایی که بازیکنان را وادار می کند که پول خود را خرج کنند و به بازیسازان بدهند تا در بازی قدرت بیشتری داشته باشند، این موضوع باعث می شود که ما به آن بگوییم صنعت بازی های رایانه ای زیرا که عاملی است که باعث درامد دولت، بازی سازان و حتی بازیکنان می شود. برای مثال عنوان معروف Clash of Clans که با ساخت ایده ای جدید در بازی های همراه موفق شد که درامد میلیونی از بازی خود داشته باشد، زیرا که بازیکنان برای اینکه به دوستان خود برسند و از آنها جلوتر باشند حاضر شدند که با خرید Gem در بازی پول زیادی به کمپانی SuperCell پرداخت کنند.

اما از طرف دیگر بازی هایی مانند Journey، Last of us، To The Moon، Braid، Hotline Miami بازی هایی هستند که بازیکنان با پرداخت بسیاری کمی پول به سازنده، قادر می شوند تا تمامی بخش های آن را تجربه کنند و لذت کامل را بدون اینکه بخواهند ذره دیگری پول پرداخت کنند ببرند. به نظر من حضور بخش اول در دنیای بازی ها اضافی است، زیرا که سازندگان می توانند با بالابردن قیمت بازی خودشان قابلیت های کامل را به بازیکنان بدهند و دیگر توقع پول دیگری از آنها نداشته باشند. برای مثال سری GTA که هنوز هم بعد از حدود ۴ سال هنوز هم جزء پرفروش ترین بازی هاست، زیرا که با ساخت عنوانی جذاب باعث شد که در تمام این مدت بازیکنان آن را خریداری کنند، درست است که حتی GTA هم پرداخت درون برنامه داراست اما آنطور نیست که بازیکنان نیاز داشته باشند که حتما پولی پرداخت کنند.

 

هنر در بازی های رایانه ای به چه معناست؟

تعریف هنر یک مطلب بسیار پیچیده است که اگر بخواهیم آن را توصیف کنیم ساعت ها باید راجبه آن صحبت کنیم. اما هنر از دیده بنده خلق اثری است که باعث شود که اگر ما به آن فکر کنیم و یا آن را مشاهده کنیم ناخودآگاه از آن لذت ببریم. همانند وقتی که دریا را مشاهده می کنیم باعث آرامش خاصی در وجود ما می شود، این هنر خالق آن یعنی خدا است که باعث شده که ما با دیدن همچین چیز شگفت انگیزی ناخودآگاه از آن لذت ببریم. این موضوع در بازی های رایانه ای به چندین وجه انجام داده می شود، گاهی وقتا بازیکن وقتی دشمنانش را از بین می برد و آن مرحله را رد می کند آرامش خاصی درون خود حس می کند که وقتی بازی را خاموش می کند با حس بهتری به سمت کار های دیگرش حرکت می کند. این یک نوع از جلوه هنر در بازی های رایانه است.

نوع دیگر آن وقتی است که بازیکن منظره ای را در بازی مشاهده می کند که ناخودگاه حس می کند که می خواهد در آن گشت و گذار کند و ساعت ها به تماشای آن بپردازد. یا حتی نوعی دیگر از هنر آن است که وقتی بازیکن با شخصیت بازی گشت و گذار می کند، باعث می شود که به آن علاقمند شود و به آن اهمیت دهد، گاهی وقت ها سازنده ها گونه ای بازی را خلق می کنند که با ناراحت شدن شخصیت بازی شما حس ناراحتی کنید و با خوشحال شدن آن شما از آن لذت ببرید. به نظر من اوج هنر در بازی های رایانه این است و من تا بحال هیچ بازی به خوبی بازی The Last of us ندیده ام که این حس را به شما القا کند. البته این بازی یک نمونه از که اینجا مثال زده شد که بر روی من اثر داشته است، اما بسیاری از بازیکنان در سری God Of War، Assassin’s Creed، Resident Evil و بسیاری از بازی های دیگر این حس را داشته اند.

 

نوآوری در بازی های رایانه ای

نو آوری در این رسانه به چه معناست؟ به نظر من نوآوری یعنی خلق یک شرایط جدید در دنیایی که شما در آن اختیار کامل دارید که هر چیزی خلق کنید. برای مثال بازی Hotline Miami بازی بود که با خلق یک دیدگاهی که بسیاری فکر می کردند که سبک تکراری است بازی درست کند که تابحال هیچ بازی مثال آن نساخته شده باشد، زیرا که سازنده بازی با الگو گیری از سری سبک ۲D و طراحی های Comic عنوانی خلق کرد که هیچ کسی تصور نمی کرد که اینقدر جذاب باشد و بازیکنان را ساعت ها مشغول انجام خود کند. این یعنی هنر سازنده. موضوعی که باعث تعحب بازیکنان می شود این است که تمامی ایده های جدید و نوآورانه در بازی ها از بازی های مستقل بدست می آید. بازی هایی که به نسبت ساده اند اما باعث می شوند که هم بازیکنان و هم سازندگان بازی ها از خلق همچین بازی های متعجب شوند.

همانند بازی Limbo که یک بازی دیگر ۲D بود اما با خلق فضایی عجیب، معما هایی پیچیده و همچنین داستانی پر معنا باعث شد که همه توجه ها را به خود جلب کند. متاسفانه این موضوع در بازی هایی که توسط کمپانی های بزرگ ساخته می شوند رعایت نمی شوند زیرا که این کمپانی ها از ساخت ایده های جدید دوری می کنند و سعی می کنند با روتین تکراری بازی هایی با تم جدید درست کنند که بازیکنان بازهم آن را خریداری کنند. برای مثال سری Assassin’s Creed که با استفاده از داستان تکراری و شخصیت هایی تکراری و همچنین معما های تکراری و فقط و فقط تغییر محیط سعی می کرد تا بازیکنان را به خرید این بازی وادار کند. سری بازی Assassin از نسخه سوم به بعد داستانی آزاد داشت زیرا که در نسخه سوم Desmond کشته می شود و دلیلی برای ادامه دادن این نسخه وجود نداشت اما به دلیل اینکه کمپانی Ubisoft مشاهده کرد که این عنوان فروش بالایی داشته است بی دلیل شروع به تغییر فضا و زمان تاریخی در این نسخه کرد و سری جدیدی از این عنوان عرضه کرد و تابحال هم این موضوع ادامه داشته و به نظر بنده این موضوع مایع ننگی بر این رسانه است.

نتیجه گیری بخش اول

در این بخش سعی کردیم تا هنر در بازی ها، توضیح این رسانه را بیان کنیم، هنوز هم بازی بخش های زیادی دارد که برای هر کدام نیاز به توضیح خاص خود است و در مطالب بعدی این سری از مقاله سعی می کنیم تا این رسانه را برای شما توصیف کنیم. دنیای بازی دنیای بزرگی است که ارزش این را دارد که ساعت ها پای آن بشینیم و چه با دوستان و چه در تنهایی خودمان از آن لذت ببریم. در مطالب آینده سعی می کنیم تا این دنیا را بیشتر برای شما توصیف کنیم.

 

 

I'M A Gamer.... Not That I Don't Have Life..... It's Because I Choose To Have Many!

پیوستن

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *